حسن حسن زاده آملى
239
هزار و يك كلمه (فارسى)
بدان دست يابم . اما در زمان خود حضرت پيغمبر هركس مقدارى از قرآن يا تمام آنچه نازل شده بود داشت در كتابى يك جا ننوشته بودند بلكه روى كتف گوسفند و تخته سنگ و پارهء چرم و گاهى هم كاغذ و تخته چوب نوشته بودند . در زمان خلافت ابو بكر جنگ مسلمين و مسيلمه كذاب در يمامه اتفاق افتاد و هفتاد نفر از قرّاء كشته شدند بعضى صحابه ترسيدند كه بواسطه جنگهاى پى در پى قرّاء كشته شوند و قرآن از بين برود عمر گفت بايد قرآن را در يك كتاب روى اوراق كاغذ نوشت و آن را مجلد نموده محفوظ داشت ابو بكر گفت كارى كه پيغمبر نكرده چگونه مرتكب شوم ولى بالاخره راى عمر غالب آمد و زيد بن ثابت را مأمور اين كار نمودند و او قرآن را در كتابى نوشت و نام كتاب را مصحف گذاشتند و اين مصحف را امام نام نهادند و نزد حفصه دختر عمر كه زوجه پيغمبر بود سپردند و از كتاب اتقان سيوطى و صحيح بخارى معلوم مىشود كه صحابه ديگر نيز قرآن را در كتابى جمع كرده مصحفى داشتند و از كسانى كه اسم آنها در كتب شيعه و سنى معروف بداشتن مصحفى است ابى بن كعب و عبد الله بن مسعود و معاذ بن جبلاند و اينها تمام غير مصحف امير المؤمنين ( ع ) است . در زمان عثمان حذيفه يمانى به او گفت امّت محمد ( ص ) را درياب قبل از اينكه در كتاب خود اختلاف كنند آنطور كه يهود و نصارى اختلاف كردند چون در آذربايجان ديد دو نفر با يكديگر نزاع مىكنند يكى مىگويد قرائت من بهتر است و ديگرى مىگفت قرائت من بهتر است عثمان امر كرد تمام مصاحف را حاضر نمودند و آنها را سوزانند و از روى مصحفى كه زيد بن ثابت در زمان خلافت ابو بكر نوشته بود چندين مصحف نوشتند و به هر طرفى يكى فرستاد يكى به مكه و يكى به شام و به بصره و كوفه هريك مصحفى فرستاد و يكى در مدينه نگاه داشت و غرض عثمان اين بود كه همه به زبان قريش تلاوت قرآن كنند چون زبان آنها فصيحتر از ساير السنهء طوايف بود مثلا حرف مضارع را در بعضى لغات مكسور مىخواندند چنان كه در لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ لم يلد بكسر يا مىگفتند و در السنهء ادبا معروف است كه زنى نزد معاويه بجاى امانكتنى گفت امانكتنى و موجب سخريه گشت و